گزارش چاپخانه
به نام خدا
گزارش چاپخانه
در این چاپخانه عملیات پس از چاپ شامل طراحی ولیتو گرافی انجام می شد .همچنین کارهایی که برای حفاظت از اطلاعات چاپ شده در برابر نور خورشید .رطوبت هوا وبارندگی وساییدگی و...لازم است انجام می شد.دراین چاپخانه دستگاهی به اسم دستگاه برش وجود داشت درابتدا باید بگویم که این دستگاه دارای تیغه بسیار بزرگی است که چند تن نیرو وارد می کند وبسیار خطرناک است .قبل از پایین آمدن تیغه کاغذ ها توسط گیره نگه داشته شده وسپس تیغه محکم روی آنها می خورد وکاغذ ها را برش می داد.کاغذها یی که برای چاپ استفاده می شد وبرش زده میشد معمولا" از زینگ بزرگتر بودند .
زینگ واسطه چاپ افست که پس از فیلم تهیه می شودووظیفه انتقال نقش وطرح را به لاستیک چاپ (ودرنتیجه کاغذ )را به عهده دارد . انواع گوناگون دارد زینگ آلومینیومی ومسی وپلیت . سایز کاغذها معمولا" 90×60 یا 70×100 می باشد وبسته به سایز وقطع کاری چاپی برش می خورند .دراینجا چاپ دیگری به نام چاپ ملخی که چاپ ملخی یک نوع چاپ برجسته است که با چیدن حروف درکنار هم درسینی مخصوص دردستگاه چاپ قرار داده می شود .یک کاغذ به آن چسبیده ومرکب هر رنگی که باشد با آن رنگ چاپ می شود وبعد کاغذ بعدی وبعدی .دستگاه دیگر دستگاه تازنی نام داشت .کاغذ چاپ شده وتا خورده را بوسیله این دستگاه برش می زنند وصفحا ت رابه ترتیب کنار هم می گذارد ودر نهایت بصورت کتاب در می آید وبعد جلد آنرا که دو تا خورده را چسپ می زنند .انواع جلد کتابها عبارتند از :شومیزکه ساده ومقوایی است مثل جلد بعضی دفترها وبعضی سالنامه ها و....وجلد گالینور که نرم وکلفت است مثل جلد سالنامه ها .
لیتوگراف دراینجا طرح رابه صورت ماکت یا سی دی تحویل می گرفت چک می کرد که آیا ایرادی در طرح وجود دارد یا نه .آیابه صورت 4 رنگی است یا نه (cmyk ). دراین چاپخانه کاری اگر برای چاپ cmyk بود هر 4 رنگ را از هم جدا می کند بعد یکی یکی می فرستد برای دستگاه ایمیچ ستر که در حقیقت پرینتی از این اطلاعات بر روی ورق فیلم تهیه می کند .وهمانند پرینتر عمل می کند وفیلم ها را روی زینگ کپی می کند . به این صورت که فیلم باید کامل به سطح زینگ بچسبد وبه آن نور ماورابنفش تابیده شود دراثر تابش نور از قسمتهایی که سفید است نور بیشتر رد می شود وقسمتهایی که تیره است نور رد نمی شود ودر آخر دراثر شستن قسمتهایی که نور رد شده فا سد شده وریخته می شود وقسمتهایی که نور رد نشده باقی می ماند وبرای چاپ آماده است .
کتاب دهم
خاندان چرچیل
به نام خدا
عبدالله شهبازی
خاندان چرچیل _اسپنسر با نام چرچیل از شهرت کم نظیر برخوردار است .از برجسته ترین خاندان های انگلیسی است به دلیل نقش عضو نامدار آن سروینستون چرچیل در دو حادثه ی مهم وسرنوشت ساز دستور اجرای کودتا را به ژنرال آیرونساید صادر کرد .بنیانگذار خاندان چرچیل ونیستون چرچیل است .پدر بزرگ وینستون را آهنگری می دانند . که در خدمت خاندان مگز بود . چرچیل درارتش چارلز اول به درجه کاپیتانی رسید .باالیزابت دختر والثانوردریک ازدواج کرددر دوران اعاده ی سلطنت انگلستان پس از انقلاب پوریتانی واستقرار دولت کومنولث خدماتی به سود چارلز دوم انجام داد .دایره المعارف آمریکا نا از اوبا عنوان سیاستمدار ومورخ سلطنت طلب یاد کرده است .12 فرزند داشت .همه مردند ولی دو تن از بازماندگان به شهرت وثروت رسیدند . همان کسی که در اواخرسده ی17 واوایل سده ی 18 به سردار نامدار بریتانیا بدل شد .در دوران جیمز دوم چرچیل طبعا" برکشیده شد .عنوان بارون چرچیل به وی اعطا گردید .با صعود ویلیام سوم چرچیل فرمانده کل ارتش بریتانیا شد .در سال 1702 به دوک مارلبو رو ملقب شد به عنوان فرمانده کل ارتش بریتانیا در راس اتحاد بزرگ جرج اول هانوور جان چرچیل به مناصب واقتدار پیشین دست یافت ولی دست سرنوشت اورا ناکام گذاشت .دو سال بعد به علت سکته مفلوج وخانه نشین شد .در بقییه عمر به انجام بنای کاخ بلنهام پرداخت وزمانی که مرد میراث عظیمی برای همسرش بر جای گذاشت .
کتاب نهم
شوراهها وکمیته های کارخانه در انقلاب روسیه
پیتر رچلف
امکانات شکوفائی انقلاب روسیه نه اینکه توسط بینش سازمانهای سیاسی بلکه توسط اهداف وظرفیتهای گروهها یاجتمائی درگیر تعین شد . بورژ وازی بسیار ضعیف و کوچک طبیعتا"خواهان شرایطی بود که به سرمایه ی روسی امکان گسترش بدهد .دهقانان خواستار مصادره ی زمین های بزرگوبرقراری یک سیستم مزارع خصوصی کوچک بودند .از سوی دیگر کارگران از نظر کمی کوچک وتجمع یافته در مناطق شهری روسیه ی اروپائی بااستخدامی پایین ناامنی اقتصادی روبرو بودند و این اهداف بایکدیگر ناسازگار بودند. وهیچ کدام نمی توانستند بعنوان اصلی سازمانی برای کل جامعه عمل کنند .فدرت از سوی آنان بعنوان طبقه حاکمه ای بر فرازسرمایه داران ودهقانان وکارگران حاصل شد .توسعه سرمایه داری درروسیه پیش از جنگ جهانی اول شکلی کاملا" شبیه به آنچه که امروز ه در بسیاری از کشورهای در حال رشد وتوسعه وجود دارد بخود گرفته بود . در سال 1905 بیش از 100000 کارگر کارخانه در سنت پترزبورگ دست به اعتصاب زدند وکارگران برای سازماندهی اعتصابات کمیته هائی را در مناطق شهری انتخاب کردند. کارگران احساس کردند که به گردهمائی نیاز دارند تا مشترکا" تصمیم بگیرند کدام مسیر را دنبال کنند . بدین منظور در کارخانجات متعددی نمایندگانی انتخاب شدند .واز این میان یک نفر عضو کمیته یاعتصاب یا نماینده ی پیش در کمیسیون شید نو مسکی بودند .وهدفشان دفاع از منافع کارگران بر پایه یکارخانه بود کارگران کوشش کردند تا مبارزات را جهت دهند .واولین شوراهها را پدید آوردند .در اوایل ماه اوت یک اعتصاب عمومی در مسکو بوقوع پیوست که عمدتا" خواستهای سیاسی داشت . پایان جنگ واینکه شوراهها باید جایگزین حکومت موقت شوند .مدت کوتاهی بعد اولین کنفرانس کمیته های کارخانه ها سراسر روسیه تشکیل شد . با نگاهی به گذشته ومسیر رویدادها جوانب گوناگونی برجسته می شوند .انقلاب حتی اگر فقط منفعلانه هم باشد توسط جمعیت کثیر دهقانی تعین شد وکمیته ها ی کارخانه تنها بخش کوچکی از جمعیت را نمایندگی می کردند وهیچگاه نمی توانستند موفق شوند که کل تولید روسیه را اداره کنند.
رهائی طبقات کارکن باید توسط خود طبقات کارکن بدست بیاید.
کتاب هشتم
ملکوت
به نام خدا
حلول جن
در ساعت 11شب چهار شنبه آن هفته جن در آقای "مودت "حلول کرد .اورادرجیپ سوار کردند .به جاده افتادند وراهدرازی رابه سوی شهر آغاز کردند .آقای مودت را باوضع نزاری درعقب جیپ پرت کرده بودند .به شهر رسیدند .دنبال جن گیر می گشتند آخر این روزها از اینجورآدمها پیدا نمی شود .یکی از سه نفر گفت :ماشین را کنار خیابانی نگاه داریم .یکی دیگر گفت ببریمش دکتر .جیپ به راه افتاد .دوست دیگر "ناشناس "که ما هیچ یک از مشخصات اورانمی دانیم وازاینپس هم نخواهیم دانست گفت: اگر تابه حال به مطب دکتر حاتم رفته بودید به آگاهی او توجه می کردید .که می گوید فقط تا ساعت یک بعد ازنیمه شب آماده پذیرایی است .جیپ اکنون درتنها خیابان آسفالت شهر به سرعت حرکت می کرد .روبروی خانه ومطب دکتر حاتم پیاده شدند وآقای مودت را کشانکشان به آن طرف بردند .دکتر حاتم بیرون آمد همه به اتاق مطب وارد شدند .
آقای دکتر :آقای مودت را روی تخت بخوابانید .
دکتر :چی شده ؟
مرد جوان شرم زده واندیشناک
_جن..... ظاهرا" جن دربدنشان رفته است .
دکتر :من مدتهاست ازاین قبیل کارها نداشته ام اما به خاطر شما باشد ولی قول نمی دهم که نتیجه رضایت بخش باشد .آقای مودت که به سختی نفس می کشید نیم خیز شد .
می خواهد حالم بهم بخورد .
_شنیدید به حرف آمد.
نه نباید حرف بزند .
آقای مودت در این هنگام حقیقتا" بحران سختی را می گذراند .آقای مودت به حال سکسکه وتهوع افتاد .فریادهای شدید ی زد نوار باریک ودرخشان ولزجی از دهانش بیرون آمد .آقای دکتر سر این نوار را گرفته و دور چوب کبریتی می پیچید .بعد از آن جن بیرون آمد .جن به اندازه یک کف دست بود . جن راخشک کردند .او با صدای زیر ودلخراشی خندید . جن چیزی روی ورقه ای نوشت وبه دکتر حاتم داد .دکتر حاتم کتاب قطوروسیاه رنگی از قفسه بیرون آورد ووآخر نوشته را روی بخاری گرفت نوشته بود : تیکا
دکتر نگاهش بر روی کاغذ بر رمز کشف شده می لغزید .
من سراسر معدهوروده ی آقای مودت را جستجو کردم به سرطان معده مبتلا هستند ارادتمند :ما مور 999
آنها بیرون رفتند ودکتر حاتم با مرد ناشناس صحبت کرد .آیا آقای مودت ناراحتی گوارشی نداشته است .
ناشناس لبخند زد وبه سوی دوستانش رفت .در بیرون همه جا مهتاب بود .
کتاب هفتم
با نام الله خداوند بی همتا
مردی که نفسش را کشت
"نفس ازدرهایی است او کی مرده است ."
از غم بی آلتی افسرده است ."
مولوی
میرزا حسینعلی هر روز صبح سر ساعت معین به مدرسه می رفت .معروف بود که کلاهش پشم ندارد یعنی خیلی آرام وتودار وبا شاگردان دوستانه رفتار می کرد .از بچگی استعداد وقابلیت مخصوصی در فرا گرفتن ادبیات واشعار متصوفین وفلسفه ی آنها داشت .تنها دوستش به او پیشنهاد داد که نفس خود را بکشد یعنی بوسیله ریاضت بر نفس اماره غلبه کند .ابوالفضل همیشه این شعر رابرای او خوانده بود :" نفس چون سیر گشت بستیزد " "توسن آسا بهر سو آلیزد " میرزا میدانست که هرگاه بلغزد همه زحماتش بباد می رود .از این رو به ریاضت وشکنجه تنش می افزود . ولی هر چه بیشتر خود را آزار می نمود .دیو شهوت بیشتر او را شکنجه می داد. میرزا بعد از مدتی فهمید که مرشد او نتوانسته بود دربن مجاهده فایق شود. مدتها فکر می کرد که آیا خوداو لغزیده ویا اورا اسباب دست خودش کرده وگولش زده است ؟بعداز مدتی دید که داخل جمعیت شده با خود فکر می کرد شاید بدبختراز اوهم میان آنها باشد .همه کابوسها ی هراسناکی که اغلب به او روی می آورد .ایندفعه سختر وتندتر باو هجوم آور شده بود .تمام افکارش بهم ریخته بود .سرتاسر زندگیش برایش مسخره شده بود .با خودش می گفت :"از حاصل عمر چیست دردستم ؟هیچ!
دراینوقت اتومبیلی از کنارش رد شد چشمانش باز وبی حالت او بطرز ترسناکی روشن شد . مدتی بعد خود را در کافه یافت . وخود رالایق وشایسته هر گونه دیوانگی می دید .زن گوجی که جلوی او بود می خندید .چند روز بعد در روزنامه نوشتند :آقای میرزا حسینعلی از معلمین جوان جدی بعلت نامعلومی انتحار کرده است.
کتاب ششم
به نام خدا
بی یاری او سکوتم نمی شکست
اشاره
چطور می ترسی روح پدرت
درراه آمدن به دومین سالگردش
تصادف کند!؟!
کتاب پنجم
به نام خدا
آدم دیوانه _نشنیده اید از آن آدم دیوانه که صبح روشن با فانوس افروخته به میدان میرود و پیوسته فریاد می زد من خدا را می جویم . من خدا را می جویم !جمعیت بسیاری که به خدا باور نداشتند در آنجا گرد آمده بودند .به دیدن آدم دیوانه وقهقهه سر می دهند .یکی می گوید نکتد گم شده است ودیگری می گوید نکند چون کودکی گمراه گشته است .و می خندیدند .اما آدم دیوانه فریاد می زند خدا کجا رفته است ؟من این را به شما می گویم ما او را کشته ایم _شما ومن! اما چگونه این کار را کردیم ؟واینک این زمین به چه سو می رود ؟مابه چه سو می رویم ؟آیا ما مدام سقوط نمی کنیم ؟ مگر نه اینکه نیچه ازآدم دیوانه ای می گوید .مگر می شود خدا را کشت!آدم دیوانه کیست ؟وقتی کسی چیزی می جوید معنی اش این است که جای آن چیز رادرست نمی داند .دیوانه خدا را در میان مردم جستجو می کند واین دال بر این است که برای وی خدا آنجاست که آدمها گرد هم می آیند .درواقع این خدا نیست که رفته واین ما هستیم که از مدار هستی خود خارج شده ایم ودرهمه جهات سقوط کرده ایم .خدا براثر اقدام آدمها نفاذ واثربخشی خود را از دست داده وبه این معنی مرده است. آدم دیوانه از آن جهت دیوانه است که گفتارش از دایره فهم متداول خارج است .اینکه نیچه گفته فلسفی خدا مرده است رابه زبان کسی می گوید که خود اورا دیوانه می نامد نه تصادفی است نه مطایبه ونه شوخی (طبعی) فلسفی بلکه این ضرورت ذاتی خود اندیشه است که در غرابتش نیست به بندار عادی ومتعارف وبرای چنین پنداری جز دیوانگی نمی تواند باشد وناچار گوینده این اندیشه را نیز دیوانه می نامد.
کتاب جهارم
بسم الله الرحمن الرحیم
سابقه تاریخی اسکان قبایل وعشایر عرب در خوزستان
از عهد ساسانی تا امروز بخشی از ایران خوزستان نامیده می شود در زمان هخامنشی بنا بر سنگ نبشته داریوش بزرگ خوجیا نام داشت . زبان آنان خوزی بود که نه به فارسی شبیه است ونه به سریانی ونه به عبرانی.شهرهای مهم آن سوسنگرد ورامهرمزوشوشتروبهمن اردشیر .در حمله عربها به خوزستان از سال 17 هجری به بعد ساکنان بسیاری از مردم به اسارت برده شدنددرشهرهای مدینه وکوفه به بردگی افتادند .در سالهای 16و19خوزستان به تصرف عربها درآمد وکلا" ویران شد .وشهرهای نوینی ساخته شد که ساکنانش عمدتا" عربهابودند.نام اهواز از آنجا گرفته شد که در کنار شهر هرمزاردشیر یک بازار دائمی دائر بود که بازار خوزی ها نامیده می شد وعربها ی فاتح به آن سوق الاخواز گفتند ودراینجا بود که عربهاجایی را دائر کردند ونام آن را اخواز گذاشتند ومردم منطقه آنرا اهواز تلفظ کردند.
کتاب سوم
به نام خدا
الماسهای آگاهی
تفکر صداست و مراقبه سکوت بی ذهنی وبی صدایی است . تفکر تنها قادراست درباره (شناخته شده ها ) بیندیشد . شناخته ها همواره کهنه اند بنابراین تفکر هرگز اصیل نیست . چگونه می توان در مورد نا شناخته فکر کرد . ناشناخته ها همیشه ورای تفکرند . خدارا تنها زمانی خواهی شناخت که خداوند برایت مسئله مرگ و زندگی باشد نه یک پرسش وکنجکاوی .زمانی که تمام زندگی تو به همین یک پرسش بند باشد تنها آنوقت خدا را درک می کنی .تسلیم باش تنها زمانی که تسلیم باشی می توانی در ناشناخته ها قدم بگذاری وشناخته ها را ترک کنی . اگر می خواهی به خدا برسی باید از ذهن فراتر روی .از شناخته ها بگذری وبه ناشناخته ها پا بگذاری .با خودت بمان هر چه که هستی آنرا بپذیر .نگران دنیا نباش بگذار دنیا خودش نگران خودش باشد .خودت را بپذیر هر جه که هستی حتی اگر نقصی هم داری آنرا بپذیر تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری وآسوده باشی . سراسر دنیای خداوند زیبا و رویا گونه است .پس از آن لذت ببر ونگران چیزی نباش اگر موفق شوی خوب است واگر هم نشوی باز هم خوب است ولی در هر حال شاد ومسرور باش وبه خدا توکل کن.
کتاب دوم
به نام خدا
علی حقیقتی بر گونه اساطیر
ای انسانها از راههایی مروید که روندگان آن بسیارند. از راههایی بروید که روندگان آن کمند .این امام راستین شیر پیروز روزهای مدینه وروح تنها ودردمند شب های نخلستان که رسالت خاصی در تاریخ دارد اکنون از همه وقت ناشناخته تر است وکاش ناشناخته می بود که بد شناخته تر است .ای کاش علی را اصلا" نمی شناختیم ومحققان نخستین بار اورابه ما می شناختند .متاسفانه قبل از شناختن انسان وقبل از این که هیچ معنایی برای زندگی و برای انسان تصور کرده باشیم . به ساختن تمدن وساختن شکل زندگی لوکس ومقتدر وشگفت پرداختیم .اما این تمدن چون بر اساس شناختن زندگی انسان ورسالت ومعنای انسان در زندگی مبتنی نیست ممکن است انسان رادرآن مسخ کند .انسان به زیباتیی نیازمند است اما همه ی زیبایی ها ناقص و موقتی است بیماری تعدیلش ومرگ قطعا ناتمامش می کند .امااو به دنبال یک زیبایی مطلق است . علی (ع) انواع گوناگون عظمت ها قداست ها زیباییها واحساسها ی مطلق است .همه فضایل مطلقی را که ما ناجار در اسطوره ها می می بینیم چرا که تصور می کردیم در یک رب النوع حتی فرضی قابل جمع نیست در یک اندام عینی جمع کرده است .وعلی نه تنها امام است بلکه دارای مذیتی است که در تاریخ هیچ شخصیتی واجد آن نبود وآن این که علی (ع) یک خوانواده ی امام است .
پدر علی (ع) .مادر فاطمه (س) .پسران حسن وحسین (ع) و دختر این خوانواده زینب (س) است. یعنی یک خوانواده اساطیری .
کتاب اول
به نام خدا
برآوردن آرزو چندان آسان نیست وگاهی آرزو غیر قابل دسترسی است.
استاد مرسل : نکند بازوانش نیرومند اما عقلش ضعیف باشد ؟ خدا نکند ......
گاهی عرقش را پاک میکرد وبه فکر فرو می رفت و مدت زیادی به آتش سرخ می نگریست .مرسل آرزو داشت پسران خود را مرد کار تربیت کند .هر هفت پسر من دراین جهان برای خود جایی یافته اند وفقط هشتمین احمق ازآب درآمده ومرتب غر می زد که سر عقل بیاید وپسر می گفت عقل من سر جاش است .
پدردست بردار نبود :عقل در سر است نه در پا ..... پسر پای تندروبه عقل سر خللی نمی رساند .
پدر :به دانشگاه برو درس بخوان . پسر :غیابی در دانشگاه تربیت معلم درس می خوانم .
هیچکس به تو زن نخواهد داد .
دختر هر یک از هواخواهان تیم ما را بخواهد به او خواهد داد.
چه صف طولانی بود .تعجب کرد .پروردگارا :چقدر آدم اینجاست .روسای فروشگاهها اینجا هستند .حتی پزشکا وسلمانیها .
پسر :پاپا نگاه کن بزرگان شهر ما هم این بیماری را دارند .
آفرین آهنگر زاده !بارک ا.... قربان آن پایت بروم حتما" جلو پایت قوچ قربانی می کنم . حرفهای پدر بود . پدر: باور کن یازده پسر داشتم می گذاشتم همه شان فوتبالیست شوند.
ترس
نه برای دیگران وکسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد تنهاست ومن از تنهایی میترسم .
وبهترین روز زندگی من روزی خواهد بود که حرفی برای خودم نداشته باشم
رنگارنگ
به نام خدا
جاپخانه رنگارنگ
دراین چاپخانه چاپ نایلون –هدایای تبلیغاتی وتبلیغ بر روی خودکار و..... انجام می شود کارگاه چاپ سیلک یا همان چاپ ابریشمی میباشد .به نوعی چاپ قرن 20 –بصورت فتوسیلک اسکرین وکلمه فتو را برای این بکار میبرند که اینکار به نور لامپ و..... احتیاج دارد ونوعی عکاسی کردن است ودراین چاپخانه شابلونی که میساختند در حقیقت ابریشم بود که روی چوب یا فلز می افتاد وبالاک حساس حساس می شد .دراین چاپخانه از طرحی که داشتند فیلم می گرفتند به این صورت که روی میز نور طرح راقرار میدهند شابتون را روی طرح قرار میدادند باتوجه به بزرگی وکوچکی طرح 5تا10 دقیقه نور می دهیم از قسمتهایی که نور عبور میکند سخت شده ودر مقابل آب مقاوم می شود وقسمتها یی که نور عبور نکرده در مقابل آب مقاوم ی ندارد وریخته می شود وبعد ازاین مرحله ماده ای به اسم هاردیز به اصطلاح سخت کننده می زنند که ثبات پیدا می کند ومرحله شستشو می باشد . مرحله بعد خشک کردن ومرحله آخر چاپ کردن است .این کار اولین بار روی شیشه رادیویی قدیمی در آلمان بود واولین کارگاه در آمریکا بر روی پارچه می زدند .کار این چاپخانه بصورت دستی است وکیفیت بیشتر دارد .دراین چاپخانه ابتدا شابلون راروی میز محکم مکنند با کاردک یالاکر مقداری جوهر یا رنگ راروی شابلون مکشند یک کاغذ زیر شابلون قرار می دهند وچاپ می کنند ومحدودیت چاپی ندارد در این چاپخانه از رنگهای روغنی وپی بی سی واورینت وپیگمنت استفاده می کنند .حلال رنگهای روغنی تینر و بنزین می باشد وحلال بقییه رنگها ری تار در می باشد ..
چاپخانه رنگارنگ چهارراه جوانشیر
سپیده
- به امروز بنگر زیرا زندگی است نفس زندگی است در زمان اندک آن واقعیت ها ودگرگونیهای هستی شما نهفته است شادمانی رشد شکوه عمل عظمت انجام کارهای بزرگ ودیروز جز یک رویا نیست وفردا جز یک خیال امروز اگر زیبا زندگی کنی دیروز تو سرشار از رویای شادمانی خواهد بود وفردای تو تصویری از امید پس ! به امروز خوب بنگر وبه سپیده بگو درود........
خاطرات
شرکت تبلیغاتی اردی بهشت
شرکت تبلیغاتی اردی بهشت
به نام خدا
مدیر این شرکت آقای محمدی بودند .این شرکت حدودا 5سال مشغول بکار است در ابتدا بصورت کانالهای تبلیغاتی عمل می کرده وبعد بصورت شرکت تبلیغاتی ومشاوره تبلیغاتی وهمچنین کارهای طراحی –چاپ بصورت افست ودیجیتال دراین شرکت انجام میشود .چاپ افست بصورت لیتوگرافی ودرچاپهاییباتیراژبالاانجام می شود .چاپ دیجیتال برای کارهایی با تیراژ پایین انجام می دادند .دراین شرکت دستگاه چاپ indoor,outdoor وجود داشت outdoor با قابلیت چاپ 8رنگ برروی بنروفلکس تاعرض سه مترو بیست سانت جهت فضاها ی بیرونی استفاده میشود. کیفیت دستگاه پایین است وتصاویر راتداعی می کند .کارهایی در سایز های بزرگ وتابلوهای سردرمغازه ها و....خصوصیت مهم آن جوهر وواترپرف است .سازه های نمایشگاهی انجام می دهند که برای چیدمان نمایشگاه ها استفاده می شود. وبه آسانی جابجا می شود وکم حجم است.indoor با قابلیت چاپ 6رنگ با کیفیت بسیار بالا جهت چاپ برروی کاغذهایفتوگلاس وکوتر وتراسپارت وبوم و....ودراستندهای تبلیغاتی وبرای اینکه کاغذها دوام بیشتری داشته باشند آنها را در دستگاه لمیناتور پرس می کنند وبصورت نسبی دوام دارد.
Stands درکوتاهترین زمان ممکن وباحجم بسیار کم بصورت یکطرفه و دوطرفه در سایز های مختلف وباکیف حمل.
Poputdisply نگهدارنده بروشور در اندازه های 4و5 طبقه بصورت 1و2طرفه جهت ارائه بروشور درقطع A4 همراه کیف حمل .
دراین شرکت چاپ سیلک هم انجام مشد بیشتر در هدایای تبلیغاتی استفاده می شود .
شرکت تبلیغاتی اردی بهشت
Ordibeheshtco.blogfa.com
